بازی Valor Mortis جدیدترین تجربه استودیوی One More Level، سازنده مجموعه Ghostrunner، در ژانر سولزلایک است؛ اثری که اکشن اولشخص را با مبارزات دشوار، سلاحهای سرد و گرم، جادو و فضایی الهامگرفته از فرانسه دوران ناپلئون ترکیب میکند. این بازی با ایدههایی متنوع تلاش میکند تجربهای متفاوت از سولزلایکهای مرسوم ارائه دهد، اما طبق بررسی منتشرشده در گیمفا، در کنار نقاط قوتی مانند طراحی باسها، اتمسفر و کاوش در محیط، با مشکلاتی در عمق مبارزات، تنوع دشمنان، برخورد ضربات و بهینهسازی فنی روبهرو است.
استودیوی One More Level که بیشتر با سرعت بالا، اکشن نفسگیر و طراحی مراحل مجموعه Ghostrunner شناخته میشود، این بار مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. Valor Mortis بهجای تکیه بر سرعت محض، بازیکن را وارد جهانی تاریک میکند که در آن مدیریت منابع، شناخت الگوهای دشمنان و انتخاب زمان مناسب برای حمله و دفاع اهمیت زیادی دارد. نتیجه، ترکیبی از ایدههای آشنا و مکانیکهای تازه است که همه بخشهای آن به یک اندازه موفق نیستند.
داستان Valor Mortis؛ بازگشت از مرگ در ارتش ناپلئون
داستان بازی در جهانی موازی روایت میشود؛ جهانی که در آن ناپلئون در نبرد واترلو پیروز شده و برای ادامه فتوحات خود آماده میشود. بازیکن در نقش سربازی به نام ویلیام داوسِت (William Dowsett) قرار میگیرد که در ارتش ناپلئون خدمت میکند.
ماجرا زمانی آغاز میشود که ویلیام در جریان نبرد جان خود را از دست میدهد، اما برخلاف انتظار دوباره به زندگی بازمیگردد. این بازگشت عادی نیست؛ او اکنون از قدرتهایی ماورایی برخوردار است و صدایی مرموز در ذهنش با او صحبت میکند و به ادامه نبرد در راه ناپلئون تشویقش میکند.
در همین حال، ارتش ناپلئون نیز گرفتار بیماری مرموزی به نام Crimson Plague شده است. این بیماری سربازان را به موجوداتی جهشیافته و خطرناک تبدیل کرده که دیگر شباهت چندانی به انسانهای سابق ندارند. ویلیام باید در برابر همین موجودات، که زمانی همرزمان او بودهاند، مبارزه کند و در مسیر پیش رو به دنبال حقیقت پشت این فاجعه بگردد.
ترکیب تاریخ جایگزین، بیماری فراگیر و قدرتهای فراطبیعی، زمینه مناسبی برای ساخت یک جهان تاریک و رازآلود فراهم کرده است. داستان بازی فقط درباره زنده ماندن نیست؛ بازیکن بهتدریج با نشانهها و روایتهایی روبهرو میشود که به گذشته جهان، سرنوشت شخصیتها و پیامدهای جنگ اشاره دارند.
گیمپلی Valor Mortis؛ ترکیب اکشن اولشخص و سولزلایک
Valor Mortis یک بازی اولشخص در ژانر سولزلایک است که تعدادی از ویژگیهای شناختهشده این سبک را به کار میگیرد. مبارزات دشوار، منابع محدود، نبود نقشه، از دست دادن امتیازها پس از مرگ و نقاط استراحتی که امکان ارتقا و بازیابی منابع را فراهم میکنند، از عناصر اصلی گیمپلی هستند.
این ساختار بازیکن را وادار میکند با احتیاط پیشروی کند، محیط را زیر نظر بگیرد و برای هر درگیری تصمیم مناسبی بگیرد. برخلاف بازیهای اکشن سادهتر که میتوان در آنها بدون توجه به منابع به حمله ادامه داد، در Valor Mortis مدیریت استقامت و انتخاب زمان مناسب برای استفاده از تواناییها اهمیت دارد.
استقامت، جادو و نقاط استراحت
نوار استقامت (Stamina) یکی از مهمترین منابع بازی است و در جریان مبارزات باید بهدقت مدیریت شود. مصرف بیرویه آن میتواند بازیکن را در برابر حمله بعدی دشمن آسیبپذیر کند؛ بنابراین، زمانبندی حمله، جاخالی و دفاع نقش مهمی در بقا دارد.
منبع دیگری به نام Nephtoglobin نیز وجود دارد که هنگام استفاده از جادو کاهش پیدا میکند. این منبع با کشتن دشمنان یا استفاده از برخی آیتمها دوباره پر میشود. در کنار آن، نوار سلامتی نیز وضعیت زنده ماندن شخصیت را مشخص میکند.
بازی برای بازیابی منابع و آماده شدن جهت ادامه مسیر، نقاطی شبیه فانوس در محیط قرار داده است. این نقاط علاوه بر فراهم کردن امکان استراحت، برای ارتقای شخصیت و سفر سریع نیز کاربرد دارند و از نظر نقش، یادآور Bonfireهای مجموعه Dark Souls هستند.
ارتقای شخصیت و ساخت بیلد
در Valor Mortis میتوان با جمعآوری امتیازهایی به نام Catalysts، شخصیت را ارتقا داد. همچنین قطعاتی به نام Amber برای ایجاد بهبودهایی در بیلد مورد استفاده قرار میگیرند. این سیستم به بازیکن امکان میدهد با توجه به سبک بازی خود، شخصیت را تقویت کند و برای مواجهه با دشمنان و چالشهای مختلف آماده شود.
با وجود این عناصر، مسئله اصلی بازی صرفاً تعداد مکانیکها نیست، بلکه میزان عمق و هماهنگی آنهاست. نقد گیمفا معتقد است که Valor Mortis ایدههای مختلفی را از بازیهای گوناگون وام گرفته، اما در بعضی بخشها نتوانسته آنها را به تجربهای کاملاً منسجم و پخته تبدیل کند.
سیستم مبارزات؛ شمشیر، تفنگ و جادو در کنار یکدیگر
یکی از ویژگیهای مهم Valor Mortis، ترکیب سه ابزار اصلی مبارزه است: سلاحهای سرد، سلاحهای گرم و جادو. این ترکیب به بازیکن اجازه میدهد با توجه به موقعیت، فاصله از دشمن و نوع تهدید، رویکرد متفاوتی انتخاب کند.
شمشیر برای درگیریهای نزدیک و سریع کاربرد دارد، درحالیکه تفنگ امکان حمله از فاصله دور را فراهم میکند. جادو نیز نقش مکملی دارد و میتواند در شرایط مختلف به بازیکن کمک کند. طراحی مراحل و دشمنان بهگونهای است که هر سه ابزار در طول بازی فرصت استفاده پیدا میکنند و هیچکدام کاملاً بلااستفاده باقی نمیمانند.
این ترکیب ممکن است در نگاه اول بازیکن را به یاد مجموعههایی مانند BioShock و Dishonored بیندازد؛ آثاری که استفاده همزمان از سلاح و تواناییهای ویژه در آنها جایگاه مهمی دارد. بااینحال، شباهت بیشتر در ظاهر و ترکیب ابزارهاست و تجربه Valor Mortis از نظر ساختار مبارزه و تأکید بر مکانیکهای سولزلایک، تفاوتهای مهمی با آن بازیها دارد.
جاخالی، دفع حمله و ضربات سنگین
مبارزات نزدیک در Valor Mortis به دو مکانیک مهم وابستهاند: جاخالی دادن (Dodge) و دفع حمله (Parry). بازیکن باید حرکت دشمنان را زیر نظر بگیرد و با جاخالی بهموقع یا دفع حمله در لحظه مناسب، فرصت ضدحمله ایجاد کند.
دفع درست حملات به پر شدن نوار Stun دشمن کمک میکند. زمانی که دشمن به این وضعیت برسد، امکان زمین زدن او و اجرای ضربهای سنگین فراهم میشود. این سازوکار، زمانبندی و شناخت الگوی حملات را به بخش مهمی از مبارزات تبدیل میکند.
نقطه قوت این سیستم آن است که بازیکن میتواند ابزارهای مختلف را با یکدیگر ترکیب کند. بااینحال، نقد گیمفا تأکید میکند که این تنوع همیشه به معنای عمق کافی نیست. شمشیرزنی و تیراندازی هر دو کاربرد دارند، اما هیچکدام بهتنهایی آنقدر پرداخت نشدهاند که به هستهای کاملاً متمایز و عمیق برای گیمپلی تبدیل شوند.
ضعف اصلی مبارزات؛ ایدههای متعدد بدون هویت کاملاً مشخص
یکی از انتقادهای مهم به Valor Mortis، نرسیدن بخشهای مختلف مبارزه به سطحی از هماهنگی و بلوغ است که از یک سولزلایک برجسته انتظار میرود. بازی مکانیکهای متنوعی را کنار هم قرار داده، اما به اعتقاد نویسنده نقد، این عناصر همیشه به یک سیستم مبارزه منسجم تبدیل نمیشوند.
شمشیرزنی بازی تلاش میکند حس مبارزات نزدیک یک سولزلایک را منتقل کند، اما از نظر عمق و پرداخت به سطح نمونههای برتر این ژانر نمیرسد. از سوی دیگر، تفنگ و سناریوهای تیراندازی نیز جذابیت و ظرافت یک شوتر قدرتمند را ندارند. جادو در این میان هویت قابلقبولتری پیدا میکند، زیرا بیشتر نقش مکمل دارد و کمتر با دیگر ابزارها برای تبدیل شدن به روش اصلی مبارزه رقابت میکند.
در نتیجه، بازیکن ممکن است بارها میان شمشیر و تفنگ جابهجا شود، اما این جابهجایی همیشه به ایجاد تصمیمهای تاکتیکی عمیق منجر نمیشود. تنوع ابزارها یکی از ویژگیهای مثبت بازی است، ولی نبود عمق کافی در برخی از آنها باعث میشود این ظرفیت بهطور کامل به نتیجه نرسد.
تنوع دشمنان و طراحی برخوردها؛ تکرار در مسیر پیشروی
یکی دیگر از مشکلات Valor Mortis، محدود بودن تنوع دشمنان است. با اینکه در طول بازی انواع تازهای از دشمنان معرفی میشوند، بخش زیادی از تجربه همچنان بر مبارزه با گروهی نسبتاً ثابت از دشمنان معمولی متکی است.
تکرار این دشمنان در مناطق مختلف بهتدریج از تازگی مبارزات میکاهد. تغییرات موجود در ترکیب دشمنان نیز، طبق نقد گیمفا، برای ایجاد تنوع چشمگیر در کل تجربه کافی نیستند. این مسئله بهویژه در بازیای که مبارزه بخش بزرگی از زمان بازیکن را به خود اختصاص میدهد، اهمیت دارد.
طراحی سناریوهای مبارزه نیز همیشه از خلاقیت کافی برخوردار نیست. در بعضی بخشها، جایگذاری دشمنان تصادفی به نظر میرسد و بازی بیشتر به غافلگیری ناگهانی متکی است تا طراحی موقعیتهایی که بازیکن را به بررسی محیط و انتخاب راهبرد مناسب تشویق کنند.
پنهان کردن دشمنان یا تلهها در نقاط غیرمنتظره میتواند در برخی بازیها هیجان ایجاد کند، اما استفاده مکرر از این روش ممکن است به تجربهای آزاردهنده تبدیل شود. در یک سولزلایک خوب، شکست باید فرصتی برای یادگیری باشد؛ بازیکن باید بتواند اشتباه خود را تشخیص دهد و در تلاش بعدی بهتر عمل کند.
اگر شکست بهدلیل ظاهر شدن ناگهانی دشمن از پشت سر یا موقعیتی باشد که فرصت واکنش مناسبی باقی نمیگذارد، تشخیص اشتباه و اصلاح آن دشوارتر خواهد شد. این موضوع میتواند مرز میان دشواری منصفانه و غافلگیری آزاردهنده را کمرنگ کند.
باسفایتها؛ از نقاط قوت Valor Mortis
با وجود ضعفهای مربوط به مبارزات معمولی و تنوع دشمنان، باسهای Valor Mortis یکی از نقاط قوت قابلتوجه بازی محسوب میشوند. طراحی آنها جذاب است و بسیاری از این نبردها میتوانند تجربهای چالشبرانگیز و سرگرمکننده ایجاد کنند.
بیشتر باسها دو فاز دارند و از مجموعه حرکات ویژه خود استفاده میکنند. برای شکست دادن آنها، بازیکن باید الگوی حملات را بشناسد، نقاط ضعف را پیدا کند و به جزئیات محیط مبارزه توجه داشته باشد. این ساختار باعث میشود نبرد با باسها نسبت به بسیاری از برخوردهای معمولی نیازمند تمرکز و یادگیری بیشتری باشد.
در کنار باسهای اصلی و فرعی، بازی از یک باس با سازوکار متفاوت یا Gimmick Boss نیز بهره میبرد که تجربهای غیرمعمولتر ارائه میکند. چنین تنوعی کمک میکند همه نبردهای مهم به یک الگوی یکسان محدود نشوند.
بااینحال، باسفایتها نیز از مشکلات فنی سیستم مبارزه مصون نیستند. گاهی ناهماهنگی در حرکت شخصیت، برخورد با موانع یا محاسبه ضربات میتواند لذت نبرد را کاهش دهد. در چنین شرایطی، حتی طراحی خوب باس هم نمیتواند بهطور کامل ضعفهای اجرایی مبارزه را جبران کند.
مشکلات Hitbox و حس ناهماهنگی در مبارزات
یکی از انتقادهای جدی مطرحشده در بررسی بازی، مشکلات مربوط به Hitbox یا محدوده تشخیص برخورد ضربات است. این مسئله در مبارزات سریع اهمیت زیادی دارد، زیرا بازیکن باید بتواند به فاصله، جهت و زمان برخورد حمله اعتماد کند.
طبق نقد گیمفا، گاهی ضربهای به شخصیت برخورد نمیکند، اما بازی آسیب را محاسبه میکند؛ در موقعیتهای دیگر نیز ممکن است ضربه ظاهراً به دشمن برخورد کند، ولی آسیبی به او وارد نشود. گیر کردن هنگام جاخالی دادن در نزدیکی درها یا دیوارها نیز از جمله مشکلاتی است که میتواند جریان مبارزه را مختل کند.
این ناهماهنگیها فقط یک ایراد ظاهری نیستند. در بازیای که زمانبندی جاخالی، دفع حمله و مدیریت منابع اهمیت زیادی دارد، تشخیص نادرست برخورد میتواند مستقیماً بر نتیجه نبرد اثر بگذارد. اگر بازیکن نتواند به بازخورد بازی اعتماد کند، ممکن است شکست را نه نتیجه اشتباه خود، بلکه حاصل رفتار غیرقابلپیشبینی سیستم بداند.
این موضوع بهویژه در باسفایتها مشکلساز است؛ جایی که شناخت دقیق فاصله و زمانبندی حملات برای پیروزی اهمیت دارد. رفع چنین مشکلاتی میتواند نقش مهمی در بهبود حس مبارزه و افزایش انصاف در تجربه بازی داشته باشد.
پلتفرمینگ و پارکور؛ میراثی از سازندگان Ghostrunner
با توجه به سابقه One More Level در ساخت مجموعه Ghostrunner، انتظار میرود حرکت سریع و عبور از موانع در Valor Mortis نیز جایگاهی داشته باشد. بازی در بخشهایی از مراحل، چالشهایی مانند پرش از روی موانع، دویدن روی سطوح عمودی و تاب خوردن از شاخهها را در اختیار بازیکن قرار میدهد.
این بخشها تا اندازهای یادآور Ghostrunner هستند، اما برخلاف آن مجموعه، بیشتر حالتی سینمایی دارند و معمولاً با فشردن یک دکمه اجرا میشوند. به همین دلیل، چالش حرکتی آنها محدود است و کمتر به مهارت پیچیده بازیکن وابسته میشود.
با وجود این محدودیت، پلتفرمینگ در مجموع به تنوع تجربه کمک میکند و فرصتی فراهم میآورد تا جریان بازی تنها به مبارزه محدود نشود. این بخشها را میتوان چاشنی مناسبی برای گیمپلی دانست؛ هرچند اگر تعامل بیشتری با مهارتهای بازیکن داشتند، احتمالاً میتوانستند نقش پررنگتری در هویت بازی ایفا کنند.
طراحی مراحل و کاوش در جهان بازی
Valor Mortis از ساختاری استفاده میکند که در بسیاری از سولزلایکها دیده میشود: بازیکن باید مسیر خود را در محیط پیدا کند، گوشهوکنار مناطق را بگردد و همزمان مراقب دشمنان و خطرهای احتمالی باشد. نبود نقشه نیز اهمیت توجه به نشانههای محیطی را افزایش میدهد.
بخش زیادی از مسیرها خطی هستند و بازیکن را از یک نقطه به نقطه دیگر هدایت میکنند. در برخی مناطق نیز مسیر فرعی قابلتوجهی وجود ندارد. بااینحال، این خطی بودن الزاماً به تجربه لطمه نمیزند؛ زیرا مسیرهای عمودی، موانع محیطی، پیچوخمها و میانبرهایی که به مناطق قبلی بازمیگردند، به کاوش تنوع میدهند.
بازی به پیچیدگی نقشههای چندشاخهای مانند Dark Souls 1 نمیرسد، اما طراحی محیطها بهاندازهای جذاب است که جستوجو در جهان آن را به تجربهای قابلقبول تبدیل کند. مناطق مختلف نیز از نظر بصری تنوع دارند و هرکدام تا حدی هویت مستقلی پیدا میکنند.
البته نقد گیمفا معتقد است که بازی در بازآفرینی حسوحال فرانسه دوران ناپلئون همیشه موفق نیست. به بیان دیگر، جهان بازی از نظر بصری میتواند جذاب باشد، اما این جذابیت لزوماً به معنای بازنمایی قانعکننده فضای تاریخی موردنظر نیست.
روایت داستانی و جهانسازی؛ داستانهایی فراتر از ماجرای اصلی
Valor Mortis بخشی از روایت خود را از طریق محیط، نشانههای بصری، نوشتهها و نامههای پراکنده در جهان بازی منتقل میکند؛ روشی که برای طرفداران سولزلایکها آشناست. بااینحال، بازی تنها به روایت محیطی متکی نیست و تلاش میکند بخشهایی از داستان را از طریق گفتوگو با شخصیتها و صداهایی که در ذهن ویلیام صحبت میکنند، مستقیمتر پیش ببرد.
در بخشهایی از بازی، بازیکن میتواند خاطرات افرادی را مشاهده کند که پیشتر در همان مکان حضور داشتهاند. این خاطرات اطلاعاتی درباره گذشته محیط و رویدادهایی ارائه میکنند که به شکلگیری وضعیت فعلی جهان منجر شدهاند.
بخش قابلتوجهی از محتوای داستانی نیز در قالب داستانکهایی ارائه میشود که به سرگذشت افراد و رویدادهای مختلف میپردازند. موضوعاتی مانند پیامدهای جنگ، بیماری Crimson Plague، افراطگرایی و نتایج نبردهای ناپلئون در این روایتها مطرح میشوند.
پیگیری برخی از این داستانکها میتواند اطلاعات بیشتری درباره جهان بازی آشکار کند و حتی به باز شدن مراحل جانبی منجر شود. در نتیجه، کاوش در محیط فقط برای پیدا کردن منابع یا عبور از مسیرها نیست و میتواند در شناخت عمیقتر جهان داستانی نیز نقش داشته باشد.
گرافیک و اتمسفر؛ طراحی قابلقبول در کنار ضعف فنی
از نظر هنری، Valor Mortis تلاش میکند فضایی تاریک و مرموز ایجاد کند. تنوع ظاهری مناطق و طراحی محیطها به شکلگیری اتمسفر کمک میکند و در بخشهایی از بازی، جهان آن میتواند توجه بازیکن را به خود جلب کند.
بااینحال، هویت هنری بازی به اندازهای متمایز نیست که بتوان آن را یکی از دستاوردهای برجسته اثر دانست. همچنین، همانطور که در بخش طراحی مراحل اشاره شد، فضای بصری بازی همیشه حسوحال فرانسه در دوران ناپلئون را بهخوبی منتقل نمیکند.
نقد گیمفا در بخش گرافیک فنی نیز عملکرد بازی را معمولی ارزیابی میکند. طبق این بررسی، بازی با وجود استفاده از Unreal Engine 5، کیفیت بصریای ارائه نمیدهد که بتواند مصرف بالای منابع سختافزاری را بهراحتی توجیه کند.
بهینهسازی Valor Mortis؛ یکی از ضعفهای مهم بازی
یکی از جدیترین انتقادهای مطرحشده در بررسی Valor Mortis به عملکرد فنی و بهینهسازی آن مربوط است. طبق تجربه نویسنده نقد، بازی حتی در تنظیمات گرافیکی پایین نیز منابع سختافزاری زیادی مصرف میکند و با مشکلات عملکردی روبهرو است.
این مسئله زمانی بیشتر به چشم میآید که گرافیک بازی از نظر جزئیات و جلوههای بصری، دستاوردی فوقالعاده محسوب نمیشود. در چنین شرایطی، انتظار میرود عملکرد فنی با کیفیت بصری ارائهشده تناسب بیشتری داشته باشد.
البته باید توجه داشت که این ارزیابی، بازتاب تجربه مطرحشده در نقد گیمفا است و بهتنهایی وضعیت عملکرد بازی را روی تمام رایانهها و پیکربندیهای سختافزاری مشخص نمیکند. برای تصمیمگیری درباره اجرای بازی روی یک سیستم مشخص، بررسی آزمونهای عملکردی متناسب با سختافزار موردنظر میتواند اطلاعات دقیقتری فراهم کند.
بااینحال، مشکلات بهینهسازی در کنار ایرادهای مربوط به Hitbox و حرکت شخصیت، از مواردی هستند که میتوانند تجربه کلی را تحت تأثیر قرار دهند. در بازیای که مبارزه دقیق و واکنش سریع اهمیت دارد، عملکرد فنی مناسب بخشی از کیفیت اصلی گیمپلی به شمار میرود.
نقاط قوت و ضعف بازی Valor Mortis
نقاط قوت
- ترکیب مبارزات اولشخص با ساختار سولزلایک
- استفاده از شمشیر، تفنگ و جادو در جریان مبارزات
- طراحی جذاب و چالشبرانگیز بسیاری از باسها
- وجود داستانکها و روایتهای محیطی برای گسترش جهان بازی
- تنوع بصری قابلقبول در مناطق مختلف
- بخشهای پلتفرمینگ و پارکور برای ایجاد تنوع در گیمپلی
- سیستم ارتقای شخصیت و امکان بهبود بیلد با Catalysts و Amber
نقاط ضعف
- عمق و انسجام ناکافی برخی از مکانیکهای مبارزه
- تکراری شدن دشمنان در طول بازی
- طراحی بعضی از برخوردها با تکیه بر غافلگیری ناگهانی
- مشکلات مربوط به Hitbox و تشخیص برخورد ضربات
- گیر کردن در محیط هنگام جاخالی دادن در برخی موقعیتها
- گرافیک فنی معمولی در مقایسه با هزینه سختافزاری گزارششده
- بهینهسازی ضعیف طبق تجربه مطرحشده در نقد
آیا Valor Mortis ارزش تجربه کردن دارد؟
Valor Mortis اثری است که ایدههای جذابی را در کنار هم قرار میدهد. ترکیب مبارزات اولشخص با ساختار سولزلایک، استفاده از سلاحهای سرد و گرم، جادو، باسفایتهای چالشبرانگیز و روایت رازآلود میتواند برای علاقهمندان به بازیهای اکشن و دشوار جذاب باشد.
بااینحال، بازی در همه بخشها به سطحی که ایدههایش وعده میدهند نمیرسد. عمق ناکافی بعضی از مکانیکهای مبارزه، تکرار دشمنان، مشکلات برخورد ضربات و ضعفهای فنی میتوانند از کیفیت تجربه بکاهند. در مقابل، طراحی باسها، روایتهای محیطی و بخشهایی از کاوش در جهان بازی از عواملی هستند که به آن ارزش میبخشند.
اگر به سولزلایکها علاقه دارید و از تجربه یک بازی اولشخص با فضای تاریخی و عناصر فراطبیعی استقبال میکنید، Valor Mortis میتواند گزینهای قابلتوجه باشد؛ اما بهتر است با انتظار واقعبینانه وارد آن شوید و پیش از خرید، وضعیت عملکرد فنی بازی را روی پلتفرم و سختافزار خود بررسی کنید.
جمعبندی نقد و بررسی Valor Mortis
Valor Mortis نشان میدهد که استودیوی One More Level قصد داشته از تجربه موفق خود در Ghostrunner فاصله بگیرد و در ژانری متفاوت ایدههای تازهای را امتحان کند. بازی در طراحی برخی باسها، ایجاد فضای رازآلود و ترکیب ابزارهای مختلف مبارزه موفقیتهایی دارد، اما در پرداخت نهایی مکانیکها و اجرای فنی با چالشهایی روبهرو است.
در مجموع، Valor Mortis را میتوان اثری جاهطلبانه دانست که ظرفیتهای قابلتوجهی دارد، اما همه آنها به نتیجهای یکدست تبدیل نشدهاند. برای علاقهمندان به سولزلایکها، باسفایتهای دشوار و اکشن اولشخص، این بازی میتواند جذابیتهایی داشته باشد؛ بااینحال، مشکلات مبارزات و بهینهسازی از موانع اصلی آن برای تبدیل شدن به اثری برجسته در این ژانر هستند.



