سروش صحت، فیلمنامهنویس و کارگردان سینما و تلویزیون، در چهارمین کارگاه آموزشی ریلیمو در شیراز، بر اهمیت پایانبندی، تعلیق و شناخت سلیقه شخصی در نویسندگی تأکید کرد. او با اشاره به ظرفیتهای قالب تازه «میکرودراما» توضیح داد که در سریالسازی، بهویژه در روایتهای کوتاه و عمودی، پایان هر قسمت باید مخاطب را برای تماشای ادامه داستان مشتاق کند. به گفته صحت، یادگیری نویسندگی نیز از مشاهده دقیق آثار مورد علاقه، تمرین مستمر و حتی تقلید از الگوهای موفق آغاز میشود و بهتدریج به شکلگیری سبک شخصی میرسد.
سروش صحت از اهمیت پایانبندی در میکرودراما میگوید
یکی از موضوعات اصلی مطرحشده در کارگاه آموزشی ریلیمو، تفاوت ساختار سریال با فیلم کوتاه و نقش پایانبندی در حفظ ارتباط با مخاطب بود. صحت توضیح داد که در یک سریال، پایان هر قسمت صرفاً نقطه توقف روایت نیست؛ بلکه باید زمینهای برای ادامه تماشا ایجاد کند و مخاطب را با پرسشی مهم یا موقعیتی ناتمام روبهرو سازد.
در فیلم کوتاه، نویسنده ممکن است بتواند تمام ماجرا را در مدتزمانی محدود به پایان برساند، اما در سریال باید رابطه میان هر قسمت و داستان کلی را نیز در نظر بگیرد. اگر قسمتها بهگونهای طراحی شوند که مخاطب هیچ نیازی به دنبال کردن ادامه ماجرا احساس نکند، پیوند روایی میان آنها ضعیف خواهد شد.
به اعتقاد صحت، تعلیق زمانی مؤثر است که از دل موقعیت داستانی و شخصیتها شکل بگیرد. صرفاً پنهان کردن اطلاعات یا اضافه کردن اتفاقی تصادفی در پایان یک قسمت، لزوماً مخاطب را به ادامه تماشا ترغیب نمیکند. نویسنده باید بداند شخصیتها در چه موقعیتی قرار دارند، با چه مسئلهای روبهرو هستند و ادامه داستان قرار است چگونه پیش برود.
او همچنین بر ضرورت پیشرفت داستان در هر قسمت تأکید کرد. این پیشرفت میتواند از طریق تغییر موقعیت شخصیتها، آشکار شدن اطلاعات تازه یا شکلگیری مسئلهای جدید اتفاق بیفتد. مهم آن است که هر قسمت چیزی به روایت اضافه کند و صرفاً تکرار وضعیت قبلی نباشد.
میکرودراما؛ فرصتی تازه برای روایت داستانهای کوتاه
صحت با اشاره به تغییر عادتهای تماشای محتوا و دشواری جلب توجه مخاطب در فضای امروز، میکرودراما را امکانی تازه در کنار قالبهای شناختهشده فیلم کوتاه، فیلم بلند و سریال دانست. از نگاه او، شکلگیری این قالب به معنای کنار رفتن شیوههای قبلی فیلمسازی نیست، بلکه امکان دیگری برای قصهگویی در اختیار سازندگان قرار میدهد.
میکرودراما به دلیل زمان محدود هر قسمت، نویسنده را با ضرورت انتخاب دقیق موقعیتها، اطلاعات و نقاط عطف داستان روبهرو میکند. در چنین قالبی، فرصت پرداخت مفصل به همه شخصیتها و رویدادها وجود ندارد؛ بنابراین، هر صحنه و هر جزئیات باید متناسب با مسیر روایت انتخاب شود.
صحت با مقایسه فیلم کوتاه و سریال توضیح داد که حتی اگر مجموع زمان چند قسمت کوتاه با مدتزمان یک فیلم کوتاه برابر باشد، ساختار این دو اثر یکسان نیست. در فیلم کوتاه، مخاطب یک روایت واحد را دنبال میکند؛ اما در سریال، هر قسمت باید در کنار پیشبرد داستان اصلی، انگیزهای برای تماشای قسمت بعدی نیز ایجاد کند.
به همین دلیل، تقسیم یک فیلم کوتاه به چند بخش بهتنهایی برای ساخت یک سریال موفق کافی نیست. نویسنده باید از ابتدا به ساختار قسمتها، نقاط پایان و نحوه انتقال مخاطب از یک بخش به بخش دیگر فکر کند.
تغییر عادتهای مخاطب و دشواری دیده شدن آثار
یکی دیگر از محورهای صحبتهای سروش صحت، تغییر شیوه مصرف محتوا و کاهش تمرکز مخاطبان در مواجهه با حجم گسترده مطالب و تصاویر در فضای مجازی بود. او با اشاره به دشواری دنبال کردن برخی آثار بلند گفت که حتی تماشای یک سریال چهلدقیقهای نیز ممکن است با وقفه همراه شود و اثر برای حفظ توجه مخاطب باید بتواند او را با خود همراه کند.
به گفته او، فیلمهای کوتاه نیز با مسئله دیده شدن مواجهاند. ساخت اثری که فیلمساز از نتیجه آن رضایت داشته باشد یا حتی در جشنوارهای معتبر جایزه بگیرد، لزوماً به معنای ارتباط گسترده آن با مخاطبان نیست. دیده شدن یک اثر، بهویژه در قالبهای کوتاه، به عوامل مختلفی وابسته است و نمیتوان آن را صرفاً با کیفیت ساخت یا موفقیت جشنوارهای توضیح داد.
میکرودراما در چنین شرایطی میتواند راهی دیگر برای ارائه داستان باشد، اما کوتاه بودن زمان بهتنهایی موفقیت اثر را تضمین نمیکند. سازنده همچنان باید به کیفیت روایت، منطق اتفاقها و نحوه ایجاد ارتباط با مخاطب توجه داشته باشد.
قواعد نویسندگی راهنما هستند، نه فرمول قطعی موفقیت
صحت در بخش دیگری از کارگاه به قواعد رایج در آموزش نویسندگی پرداخت و توضیح داد که آشنایی با اصول داستاننویسی میتواند به تصمیمگیری آگاهانهتر کمک کند، اما رعایت تمام قواعد شناختهشده بهتنهایی موفقیت یک اثر را تضمین نمیکند.
به اعتقاد او، گاهی آثاری با وجود فاصله گرفتن از برخی دستورالعملهای رایج، میتوانند تأثیرگذار باشند و مورد توجه قرار بگیرند. بنابراین، نمیتوان تنها با تطبیق یک اثر با مجموعهای از قواعد، درباره ارزش نهایی آن قضاوت کرد.
نویسنده باید ساختار داستان را بشناسد و بداند هر انتخاب چه تأثیری بر روایت میگذارد. این شناخت در کنار تجربه، مشاهده و توانایی تشخیص ویژگیهای هر داستان معنا پیدا میکند. قواعد میتوانند مسیر یادگیری را روشنتر کنند، اما جایگزین خلاقیت و درک نویسنده از اثر خود نمیشوند.
اقتباس در فیلمسازی؛ تبدیل یک منبع به روایتی تازه
سروش صحت همچنین به جایگاه اقتباس در فیلمسازی اشاره کرد و از علاقه خود به آثاری گفت که بر اساس منابع دیگری شکل گرفتهاند. اقتباس میتواند یکی از مسیرهای ارزشمند تولید اثر هنری باشد، اما به گفته او، نمیتوان برای آن فرمولی قطعی تعیین کرد.
ارزیابی یک اثر اقتباسی باید بر اساس نتیجه نهایی و نحوه تبدیل منبع اولیه به روایت تازه انجام شود. صرف اقتباس از یک کتاب، داستان یا منبع دیگر، موفقیت اثر را تضمین نمیکند؛ همانطور که نمیتوان بدون بررسی کیفیت اجرا و ویژگیهای روایت، درباره ارزش آن قضاوت کرد.
هزینههای تولید؛ یکی از چالشهای فیلمسازی امروز
صحت در ادامه صحبتهایش به دشواریهای اقتصادی تولید فیلم و سریال پرداخت. او با اشاره به افزایش هزینههای فیلمسازی توضیح داد که تهیهکننده برای تولید یک اثر باید سرمایه قابل توجهی را در معرض خطر قرار دهد و بازگشت این سرمایه نیز به شرایط بازار و میزان استقبال مخاطبان وابسته است.
به گفته او، تولید فیلم بدون برخورداری از حمایت نهادها یا منابع مالی بیرونی میتواند ریسک اقتصادی بالایی داشته باشد. در چنین شرایطی، انتخاب مسیر تولید و تأمین هزینهها به بخشی از چالشهای سازندگان تبدیل میشود و ممکن است بر تصمیمهای آنها تأثیر بگذارد.
این مسئله نشان میدهد که فعالیت در صنعت فیلم و سریال تنها به ایدهپردازی و توانایی هنری محدود نیست. سازندگان باید در کنار کیفیت اثر، امکان تأمین منابع مالی و شرایط عرضه و بازگشت سرمایه را نیز در نظر بگیرند.
تمرین نوشتن دو قسمت کوتاه برای یادگیری میکرودراما
در بخش عملی کارگاه، سروش صحت از شرکتکنندگان خواست نوشتن داستانهای کوتاه را تجربه کنند و برای یک داستان، دو قسمت طراحی کنند. هدف این تمرین آن بود که قسمت نخست در نقطهای جذاب به پایان برسد و قسمت دوم بتواند ادامه منطقی آن را پیش ببرد.
این تمرین بر چند مهارت مهم تمرکز داشت: طراحی موقعیت داستانی، ایجاد تعلیق، انتخاب نقطه پایان و ساختن رابطه میان قسمتها. نویسنده باید بتواند در زمانی محدود، اتفاق یا مسئلهای را در مرکز توجه قرار دهد و بدون پراکنده کردن روایت، مسیر داستان را پیش ببرد.
صحت تأکید کرد که هر اتفاق و جزئیاتی که وارد داستان میشود، باید نقشی در پیشبرد ماجرا داشته باشد یا اطلاعاتی در اختیار مخاطب قرار دهد. اگر جزئیات بدون ارتباط روشن با مسیر داستان کنار هم قرار بگیرند، ممکن است روایت پراکنده شود و مخاطب نتواند رابطه میان رویدادها را تشخیص دهد.
او همچنین به اهمیت بازنویسی اشاره کرد. گاهی ایده اولیه در نگاه نخست جذاب به نظر میرسد، اما هنگام نوشتن مشخص میشود که ادامه منطقی آن دشوار است. در چنین شرایطی، نویسنده باید بتواند مسیر داستان را دوباره بررسی کند و بخشهایی را که به اصلاح نیاز دارند، تغییر دهد.
از یک موقعیت ساده شروع کنید و داستان را گسترش دهید
به گفته صحت، یکی از راههای تمرین نویسندگی، شروع کردن از یک موقعیت ساده و پرسیدن این سؤال است که پس از آن چه اتفاقی میتواند رخ دهد. یک اتفاق روزمره ممکن است مسیرهای داستانی مختلفی ایجاد کند، اما هر مسیر احتمالی الزاماً به روایتی جذاب و منسجم تبدیل نمیشود.
نویسنده باید از میان امکانهای مختلف، مسیری را انتخاب کند که هم از نظر داستانی قابل باور باشد و هم ظرفیت ایجاد کشمکش و پیشرفت دراماتیک داشته باشد. در میکرودراما، به دلیل محدودیت زمانی، این انتخاب اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا فرصت پرداختن به مسیرهای فرعی و توضیحهای طولانی کمتر است.
در نتیجه، تمرین نوشتن داستان کوتاه فقط به معنای کم کردن تعداد کلمات یا کوتاه کردن زمان روایت نیست. نویسنده باید یاد بگیرد چگونه با انتخاب دقیق رویدادها، شخصیتها و اطلاعات، داستانی کامل و قابل دنبال کردن بسازد.
سروش صحت: برای یادگیری نویسندگی، سلیقه خودتان را پیدا کنید
یکی از توصیههای مهم صحت به علاقهمندان نویسندگی، شناخت سلیقه شخصی بود. او تأکید کرد کسانی که میخواهند میکرودراما بسازند، بهتر است نمونههای مختلف این قالب را تماشا کنند و آثاری را که بیشتر دوست دارند، با دقت بررسی کنند. همین توصیه درباره فیلم کوتاه، فیلم بلند و فیلمنامهنویسی نیز کاربرد دارد.
از نگاه او، تماشای یک اثر بهتنهایی کافی نیست. علاقهمندان باید بارها به سراغ آثار مورد علاقه خود بروند و بررسی کنند که چه عواملی آنها را جذب کرده است؛ داستان چگونه آغاز میشود، شخصیتها چطور معرفی میشوند، اتفاقها با چه ترتیبی پیش میروند و پایانبندی چگونه شکل میگیرد.
صحت همچنین از تقلید بهعنوان یکی از مراحل یادگیری نام برد و گفت که نباید از تقلید کردن ترسید. هیچکس از همان ابتدا سبک و امضای شخصی کاملاً مشخصی ندارد. افراد در آغاز از آثار و سلیقههای دیگران تأثیر میپذیرند، از الگوهای موجود یاد میگیرند و سپس بهتدریج به شیوه شخصی خود نزدیک میشوند.
بر این اساس، یک نویسنده تازهکار میتواند برای تمرین، ساختار اثری را که دوست دارد بررسی کند و داستانی با ویژگیهای مشابه بنویسد. پس از شناخت بهتر ساختار و شیوه روایت، میتواند موقعیتها، روابط شخصیتها و فضای داستان را تغییر دهد و به انتخابهای مستقلتری برسد.
این رویکرد به معنای کپی کردن بیکموکاست آثار دیگران نیست؛ بلکه تمرینی برای شناخت ابزارهای داستانگویی و فهمیدن چگونگی ساخته شدن یک روایت است. با تکرار تمرین، مشاهده دقیق و بازنویسی، تجربهها و سلیقه شخصی نویسنده نیز بهتدریج در آثار او نمایان میشوند.
چهارمین کارگاه ریلیمو در شیراز برگزار شد
به گزارش ایرنا، چهارمین کارگاه آموزشی ریلیمو با موضوع سریالسازی عمودی در شیراز برگزار شد. سروش صحت، فیلمنامهنویس و کارگردان سینما و تلویزیون، مستانه مهاجر، تدوینگر و تهیهکننده، و محمود کلاری، فیلمبردار، از جمله افرادی بودند که در این کارگاه به ارائه دیدگاهها و تجربههای خود پرداختند.
نخستین جشنواره ریلیمو با تمرکز بر تولید و عرضه سریالهای اپیزودیک با روایت عمودی و با شعار «داستانت را عمودی روایت کن» برگزار میشود. این جشنواره موضوع آزاد دارد و در دو بخش اصلی و یک بخش ویژه با محوریت هوش مصنوعی برنامهریزی شده است.
محور اصلی صحبتهای صحت در این کارگاه، اهمیت شناخت ساختار روایت، طراحی پایانبندی مؤثر و تمرین مستمر بود. از نگاه او، نویسنده برای ساخت میکرودرامایی جذاب باید علاوه بر شناخت قواعد، آثار مورد علاقه خود را دقیق بررسی کند و بتواند در هر قسمت، هم داستان را پیش ببرد و هم مخاطب را برای تماشای ادامه آن مشتاق نگه دارد.



